تبلیغات
دیار عشق - مطالب مقتل

الگوی ما حضرت زهرا(س)ست.

تحریف ها و روضه های دروغ

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:دوشنبه 13 آبان 1392-08:38 ب.ظ

تحریف ها و روضه های دروغ


تعریف تحریف

سوال - در ابتداء این بخش لطفا در مورد تحریف و خطر آن به طور مختصر مطالبی بیان فرمایید.
ج: تحریف و كذب گویی می تواند در تمام مسایل وجود داشته باشد كه با تحریف كردن مسائل، شنونده را از واقعیت دور نگه می دارند و حتی تحریف باعث می شود بر خلاف واقعیت ظاهر شود.
خطر تحریف از خطرهای بزرگی است كه دامنگیر ادیان آسمانی گدشته شده است و این خطر اسلام و امت اسلامی را نیز تهدید می كند. با این تفاوت كه در این دین خاتم پیوسته كسانی بوده و هستند كه غبار تحریف را از چهره آن زدوده و اصالت آن را حفظ كرده اند.
امام صادق (ع) در این رابطه می فرمایند: ان فینا اهل البیت فی كل خلف عدولا ینفون عنه تحریف الغالین و انتحال المبطلین ، و تاویل الجاهلین.
یعنی در میان ما خاندان در هر نسل و عصری عادل مردانی هستند كه تحریف افراطیان و دروغ باطل گریان و تاویل نادانان را از چهره دین می زدایند. و در قضیه عاشورا نیز متاسفانه تحریفات بسیاری وارد شده است.



ادامه مطلب

نوع مطلب : مقتل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دانلود مقتل مقرم

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:شنبه 4 آبان 1392-05:24 ب.ظ




كتاب شریف "مقتل مقرم" در بر گیرنده تمام مضامین و اهداف بلند مقام شامخ امامت مى‏باشد مطالبى هم ذكر شده است که به طور مفصل در بخش نخستین كتاب آمده است كه ما جهت رعایت حال خوانندگان كه نوعاً با اهداف عالیه آن بزرگوار آشنایى كامل دارند همین پیشگفتار مبسوط را جایگزین آن مطالب مفصل نمودیم تا به اصل مقصد پرداخته باشیم قبلاً نگارنده چندى پیش ترجمه ایى از این كتاب ارزشمند را به چاپ رسانده بود اینك با تكمیل، حك و اصلاح نارسایى‏هاى آن، اقدام به چاپ و ترجمه كاملتر و جدیدترى با ویرایش كامل و افزون اشعار و مراثى فارسى مناسب نمود، توفیق از آن خداست و بازگشت همه به سوى اوست به امید آنكه مورد رضاى حق و وسیله شفاعت آن سالار شهیدان بوده باشد...

مقتل مقرم - سید عبدالرزاق مقرم‏ (ره)

دانلود


توجه:
- بعد از دانلود کتاب را از حالت زیپ خارج کرده و مطالعه بفرمایید.
- فرمت کتاب html می باشد.
- قابلیت کپی برداری از تمامی متون کتاب



نوع مطلب : مقتل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دَرِ سوخته ...

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:دوشنبه 5 فروردین 1392-11:07 ق.ظ

 تعابیر مفید  براى خانۀ فاطمه علیها السّلام آمده كه مى‌رساند خانه آن بانو در، قابلیت باز و بسته شدن، شكستن و سوختن داشت. اینك خلاصه‌اى از این تعابیر را ملاحظه فرمایید:

-آیا در خانه‌ام را به رویم آتش مى‌زنى؟ -و خطاب فاطمه علیها السّلام به آنان از پشت در.

-آتش در چوب در افتاد.

-قنفذ دستش را داخل كرد تا در را باز كند.

-لگدى به در زد.

-در را به طرف من كه آبستن بودم، راند.

-در را به داخل راند.

-به در خانه على رسید، فاطمه پشت در نشسته بود.

-در زد.

-فاطمه در را باز كن و الاّ آن را به رویتان آتش مى‌زنیم.

-سپس آتش خواست و در را آتش زد. در سوخت.

-فاطمه، در را به رویشان بست.

-لگدى به در زد و آن را شكست. در از شاخه خرما بود.

-واى بر كسى كه در خانه‌اش را آتش بزند.

-هیزم زیادى بر در خانۀ ما جمع كردند و آتش آوردند تا ما و آن را آتش زنند.

-گشودن خانه فاطمه و وارد شدن بر او در خانه‌اش و جمع كردن هیزم بر در خانه‌اش.

-لگدى به در زدم. فاطمه شكمش را به در چسبانده بود.

-در را به داخل راندم و وارد شدم.

-اگر خارج شدند كه شدند و الاّ هیزمها را بر در خانه‌اش جمع كن.

-و در خانه‌اش را آتش زدند و على را به زور بیرون آوردند.

-او را بین در و دیوار فشار داد.

-در فاطمه، در من است و خانه‌اش، خانه من.



نوع مطلب : مقتل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اربعین حسینى‏

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:چهارشنبه 13 دی 1391-11:23 ق.ظ

اربعین حسینى‏

از سنن و رسوم همگانى اینست كه در چلهمین روز از وفات یك عزیز با ارسال خیرات و مبرات و با برپا كردن مجالس ذكر، و بر شمردن فضائل او و آروز كردن جاودانگى ذكر او به او توجه ویژه مى‏كنند و این در حالى است كه همگان در حال فراموش كردن او هستند و دل‏ها مى‏خواهند او را رها كنند، لذا با یك شعر بلند یا یك خطابه بلیغ مى‏هواهند یاد او را زنده كنند. در آن لحظه كه این اشعار خوانده مى‏شود یا خطابه‏اى ایراد مى‏شود یاد آن فقید هم زنده مى‏شود و همگان مى‏هواهند از فضیلتهاى او را پیروى كنند. اگر آن فقید هم زنده عظمت و فضیلت بر خوردار باشد این سنت حسنه، اهمیت بیشترى پیدا مى‏كند وقتى كه این یادآورى در مورد مصلحین و افراد الگوئى بوده باشد، چون نشر مزایا و تعالیم آنان پیروان آنها را به سوى اصلاح و تهذیب نفس سوق مى‏دهد.

روایتى كه ابوذر غفارى و ابن عباس از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) نقل كرده‏اند كه زمین تا چهل روز بر مؤمن گریه مى‏كند(1) و همچنین روایتى كه زراره از امام صادق (علیه السلام) نقل مى‏كند كه آسمان تا چهل روز بر حسین (علیه السلام) خون گریست و زمین چهل روز تبا سیاهى و تیرگى گریه كرد و خورشید چهل روز با كسوف و سرخى خود گریست و فرشتگان آسمان چهل روز گریه كردند، هیچ زنى از ما خضاب نكرد و روغن به خود نمالید و سرمه نكشید تا اینكه سر عبیدالله بن زیاد نزد ما فرستاده شد و پس از شهادت امام (علیه السلام) پیوسته ما در حال گریه بودیم،(2) تمامى این روایات مؤكد این سنت معروفه و عادت مستمره در میان مردم است كه چهل روز به میت توجه كنند و در روز چهلم بر سر قبر او مجلس بپادارند كه خویشان و دوستان گردهم آیند. این عادت مختص به مسلمانان نیست، مسیحیان نیز در چهلمین روز از وفات فردى، در كلیسا مجلس برپا مى‏كنند نمازى بروى مى‏خوانند به نام نماز جنازه و در نیمسال و پس از یك سال نیز چنین رفتار مى‏كنند، یهودیان پس از گذشت سى روز و همچنین پس از نه ماه و پس از یك سال چنین كارى مى‏كنند.(3) تمامى اینها براى باز گرداندن یاد او و تذكر دادن آثار و اعمال اوست خصوصاً اگر مرده از بزرگانى باشد كه صاحب آثار و اعمالى بوده باشد.

به هر حال در میان تمامى مصلحین شخصى یافت نمى‏شود كه نیكى به تمام معنا او را در بر گرفته باشد و زندگى و داستان نهضت و شهادت جانسوز او تماماً دعوتى الهى و درس اصلاح طلبانه و تعالیم اخلاقى و مواعظى دینى بوده باشد مگر سرور جوانان بهشت، شهید دین و اسلام، شهید اخلاق و تهذیب، آقا حسین بن على (علیه السلام)، او از هر شخص اولى است به اینكه یاد او در هر مكانى اقامه شود و در روز اربعین به سوى مرقد مقدسش حركت كنند تا به این اهداف كریمه نائل آیند.

در مورد عموم مردم مجالس اربعین منحصر به اربعین اول است از آنجهت كه فضائل آنان محدود و پایان‏پذیر است، بر خلاف سید الشهداء كه فضائل او محدود و معدود نیست و هر اندازه حالات او ذكر شود باز هم جدید و با طراوت است و هر انسان نیك محتاج است كه از او پیروى كند. پس اقامه ماتم نزد قبر او در اربعین هر سال زنده كردن نهضت او و معرفى كردن قساوت امویان و تابعائن و پیروان آنان است، و هر زمان كه خطیب یا شاعرى لب به سخن بگشاید درهایى از فضیلت بر او باز مى‏شود كه پیش از آن، بر او بسته بوده است.

به همین دلیل، عادت تمامى شیعیان بر این است كه روز اربعین هر سال تجدید عهد كنند و روایت امام باقر (علیه السلام) را كه آسمان چهل روز بر حسین (علیه السلام) گریست، طلوع و غروب آن سرخ بود،(4) شاید به همین عادت معروف میان مردم اشاره داشته باشد. 

ــــــــــ

1 - مجموعه الشیخ ورام ج 2، ص 276 و بحارالانوار ج 2، ص 679.

2- محدث نورى مستدرك الوسائل ص 215.

3- نهر الذهب فى تاریخ حلب ج 1، ص 63 و 267.

4- كامل الزیارات ص 90. 



نوع مطلب : مقتل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ورود اهل بیت (علیه السلام) به شام‏

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:دوشنبه 27 آذر 1391-05:36 ب.ظ

ورود اهل بیت (علیه السلام) به شام‏

چون كاروان اهل بیت (علیه السلام) به شهر دمشق نزدیك شد حضرت ام كلثوم كسى را نزد شمر فرستاد و درخواست كرد از طریقى كه تماشا چیان كمترند و ازدحام نیست ایشان را وارد شهر كنند و سرهاى شهدا را از میان محلها بیرون ببرند تا مردم سرگرم شدن به تماشاى سرها، كمتر به اسرا نگاه كنند. شمر ملعون كه تقاضاى حضرت ام كلثوم را شنید بر عكس آن عمل كرد فرمان داد سرهاى شهدا را بر نیزه‏ها بلند كرده و در میان محلها و شتران قرار دهند از دروازه‏اى كه ازدحام بیشتر است وارد شهر كنند.1

روز اول ماه صفر آنها را وارد شهر دمشق كردند2 و ا نها را دم دروازه ساعات كه پر جمعیت‏ترین جاهاى شهر بود نگاه داشتند تا مردمى كه براى تماشا و شادمانى جمع شده بودند، به ساز و آواز و رقص و موسیقى بپردازند...! در این میان مردى نزد حضرت سكینه آمد و پرسید: من اى السبایا انتن؟ شما از اسیران كدام شهر و دیار و از كدام قبیله‏اید؟! حضرت سكینه فرمود: نحن سبایا آل محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) ما از دودمان پیغمبریم كه اسیرمان كرده‏اند3

آن روز كه اسرا را وارد شهر دمشق مى‏كردند، یزید معلون در قصر جیرون بود كه از چشم انداز و دورنماى آن جریانات را زیر نظر داشت. همین طور كه چشمش به اسرا و سرهاى شهدائى كه بر سر نیزه بلند شده بودند، خیره شده بود، همینكه به دم دروازه جیرون رسیدند كلاغى صداى خود را به قار قار بلند كرد. یزید كه صداى كلاغ را شنید این شعر را خواند:

نعب الغراب فقلت: قل أولا نقل

فقد أقضیت من الرسول دیونى

یعنى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) پدران و عشیره مرا در جنگ بدر كشت من امروز از اولاد او انتقام گرفتم. اى كلاغ خواه قار قار كنى یا نكنى من از رسول طلبهایم را گرفتم.

چون این مطلب صراحت در كفر یزید دارد لذا ابن جوزى، وقاضى ابو یعلى، و تفتازانى، و جلال الدین سیوطى او را محكوم به كفر نموده، و لعنش كرده‏اند4

پیرمردى از مردم شام نزد امام سجاد (علیه السلام) آمد و گفت: الحمدلله الذى اهلككم، و أمكن الأمیر منكم خدا را شكر كه شما را نابود كرد و امیر مسلمین (یزید) را بر شما پیروز گردانید! در اینجاست كه لطف و مرحمت امام بر این بیچاره گول خورده كه تحت تأثیر تبلیغات مسموم و جو فاسد، قرار گرفته بود اضافه مى‏شود، چه او قابل هدایت و ارشاد است و اهل بیت هر جا كه زمینه مساعدى ببینند و بدانند كه طرف از صفاى قلب و سرشت پاك و آمادگى لازم براى هدایت برخوردار است انوار هدایت خود را بر او اشراق مى‏كنند و از ظلمت ظلم و جهل نجاتش مى‏دهند، لذا امام (علیه السلام) در پاسخ آن پیرمرد فرمود:

یا شیخ أقرءت القرآن؟ آیا قرآن خوانده‏اى؟ گفت: بلى قرآن خوانده‏ام. امام سجاد (علیه السلام) فرمود: آیا این آیه را خواندى: قل لا أسألكم علیه أجر الا الموده فى القربى؟ گفت: بلى. باز پرسید این آیه را خوانده‏اى: و آت ذا القربى حقه گفت: بلى. پرسید این آیه را چطور؟ واعلموا انما غنمتم من شى‏ء فان لله خمسه و للرسول و لذى القربى آن پیرمرد گفت: بله این آیه را هم خوانده‏ام، سخن كه بدینجا رسید حضرت فرمود: نحن والله القربى فى هذه الایات به خدا قسم مائیم ذوى القربى در این آیات! پس از آن امام سجاد از او پرسید: این آیه را خوانده‏اى: انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهر كم تطهیرا؟ آن مرد گفت: بلى.

حضرت فرمود: مائیم اهل بیت رسالت كه خداوند این آیه را مخصوص آنان فرستاده است.

در اینجا آن مرد منقلب شد در حالى كه اشك مى‏ریخت گفت: شما را به خدا، آیا شما اهل پیغمبرید؟ حضرت فرمود: آرى قسم به حق جدمان رسول الله كه ما بدون تردید، اهل بیت اوئیم.

پیرمرد خجالت زده از گفته خود پشیمان شده خودش را پشت پاى امام انداخت بوسه مى‏زد و مى‏گفت: من بیزارى مى‏جویم از كسانى كه شما را كشتند و خون پاكتان را به زمین ریختند. و از آنچه كه گفته بود در پیشگاه امام عذر خواهى كرد. چون داستان این مرد به یزید رسید دستور داد او را كشتند5 تا دیگر كسى جرأت ننماید اظهار تمایل به اهل بیت (علیه السلام) بنماید.

قبل از آنكه اهل بیت (علیه السلام) را وارد كاخ یزید بنمایند، تمام آنها را با یك ریسمان به هم بستند، ریسمان را به گردن امام زین العابدین و در كنارش به گردن زینب و ام كلثوم و دیگر دختران پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم) بستند و هر كس كه اندكى قدم را آهسته برمى داشت او را با تازیانه و نیزه مى‏زدند.

وقتى كه اسرا نزد یزید رسیدند او بر تخت و جایگاه مخصوص خود تكیه زده بود...! على بن الحسین (علیه السلام) به یزید گفت: ما ظنك برسول الله لو یرانا على هذا الحال؟ یعنى: فكر مى‏كنى اگر پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم) ما را با این حال ببیند چه خواهد كرد؟

از شنیدن این سخن تمام حاضرین در جلسه با صداى بلند گریه كردند و یزید دستور داد آن ریسمان را بریدند

یزید دستور داد اسرا را در كنار پله‏ها در جامع شام همانجا كه از دیگر اسرا نگاهدارى مى‏كردند بایستانند و سر مقدس ابى عبدالله را هم در طشتى از طلاى ناب قرار داده و جلوى روى او گذاشتند. یزید به آن سر مبارك نگاهى مى‏كرد و مى‏گفت:

صبرنا و كان الصبر منا سجیه

و اسیافنا یقطعن هاماً و معصماً

نفلق هاماً من رجال أعزه

علینا و هم كانوا أعق و اظلما

سپس خطاب به نعمان بن بشیر كرد و گفت: الحمدلله كه خدا او را كشت.

نعمان در جواب یزید گفت: امیرالمؤمنین معاویه دوست نداشت حسین كشته شود.

یزید گفت: بله این قبل از آن بود كه حسین خروج كند، اگر چنانچه حسین بر امیرالمؤمنین معاویه خروج مى‏كرد، معاویه هم او را مى‏كشت.6


منابع

نوع مطلب : مقتل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

‌ام البنین‏

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:دوشنبه 20 آذر 1391-05:03 ب.ظ

 

‌ام البنین‏

گویند:‌ام البنین همسر امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز در سوگ امام حسین (علیه السلام) مى‏نشست. زنان قبیله بنى هاشم در جلسه او شرکت و بر حسین (علیه السلام) و اهل بیتش ندبه مى‏کردند. از آن جمله‌ام سلمه مى‏گریست و مى‏گفت: فعلو‌ها، ملاء الله قبورهم نارا حسین را کشتند! خدا قبرشان را پر از آتش سازد.

دلیل قابل اعتمادى در دست نیست که‌ام البنین سال ۶۱ هجرى در داستان کربلا زنده بوده باشد و آنچه در این مورد گفته شده است سه قول است که ذیلا به آن اشاره مى‏شود:

۱ - قول علامه محمد حسن قزوینى در ریاض الأحزان ص ۶۰ نوشته است: در خانه‌ام البنین مادر حضرت عباس جلسه عزا و سوگوارى تشکیل مى‏شد.

۲ - قول مرحوم سماوى در کتاب ابصار العین ص ۳۱ نوشته است من، جدا از مرثیه خوانى مادر عباس فاطمه‌ام البنین که ابوالحسن اخفش در شرح کامل آورده است متأثر مى‏شوم و دلم مى‏سوزد. وى طفل خردسال خود عبدالله را به دوش مى‏کشید و هر روز صبح به بقیع مى‏رفت و مرثیه خوانى مى‏کرد، اهل مدینه براى استماع مرثیه خوانى‏اش جمع مى‏شدند و از شدت گریه او، همه گریه مى‏کردند.

۳ - روایت ابى الفرج در مقاتل الطالبیین در مقتل حضرت عباس (علیه السلام) است که از محمد بن على بن حمزه، از نوفلى، از حماد بن عیسى جهنى، از معاویه بن عمار، از جعفر نقل کرده است:‌ام البنین مادر چهار فرزند جوان رشید که همه در کربلا کشته شدند، هر روز به بقیع مى‏رفت 
ادامه مطلب

نوع مطلب : مقتل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7