تبلیغات
دیار عشق - مطالب مهر 1391

الگوی ما حضرت زهرا(س)ست.

باب نجات و كشتى رحمت‏

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-04:55 ب.ظ

باب نجات و كشتى رحمت‏

نكته دیگر اینكه ائمه معصومین (علیه السلام) اگر چه عموماً درهاى نجات و كشتیهاى رحمت هستند و با ولایت آنان مؤمن از غیر مؤمن شناخته مى‏شود و همگان در راه دعوت به دین شهید شدند و جان خود را براى امتثال امر خداوند اهدا كرده‏اند و لذا امام حسن مجتبى (علیه السلام) مى‏فرمایند: این امر را دوازده امام دارند هیچ كدام از آنها نیست مگر اینكه مقتول یا مسموم مى‏شود، و لذا واجب است اقامه ماتم در اربعین هر كدام از ائمه، اما قرینه حالیه، علماء را ملزم كرده است كه از این جمله، خصوص زیارت حسین (علیه السلام) را بفهمند، زیرا قضیه سید الشهداء است كه میان دعوت حق و باطل تمیز داده و لذا گفته مى‏شود كه آغاز اسلام، محمدى، و بقاء آن حسینى است و حدیث پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) كه حسین از من است و من از حسینم، به همین مطلب اشاره مى‏كند، زیرا آنچه سید الشهداء تحمل كرد براى محكم كردن اساس اسلام، پاك كردن خارهاى باطل از راه شریعت و آگاه كردن نیكان به جرائم اهل ضلال و گمراهى بود و این عین نهضت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) براى نشر دعوت الهى بود. به همین دلیل است كه ائمه معصومین (علیه السلام) هیچ فرصتى نیافته‏اند مگر اینكه نظرها را به این نهضت كریمه، متوجه سازند، چون این نهضت در بر گیرنده فاجعه هائى است كه صخره را فرو مى‏ریزد و مى‏دانند كه مواظبت بر آشكار كردن مظلومیت حسین (علیه السلام) عاطفه‏ها را تحریك و دلها را نرم مى‏كند، شنونده مى‏داند كه حسین امامى عادل است، هرگز به پستى تن نمى‏دهد، او امامت را از جد و پدر خود گرفته است و هر كس به مبارزه او برخیزد از عدالت خارج است، هنگامى كه شنونده دانست كه حق با حسین (علیه السلام) و فرزندان معصوم اوست بدون شك راه آنان را خواهد پیمود.

از این روست كه از جانب ائمه (علیه السلام) تشویق به اقامه ماتم در هیچ اربعینى حتى اربعین پیامبر عالیقدر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) وارد نشده است زیرا تذكر دادن فاجعه كربلا یك عامل قوى در باقى گذاردن رابطه دینى، و متوجه كردن نظرها به كربلا در احیأ امر معصومین (علیه السلام) جذاب‏تر است. و به هر حال براى خواننده گرامى اختصاص زیارت اربعین به مؤمن آشكار مى‏شود اگر نظائر و هم قرینه‏هاى آن را كه حدیث بر آنها اشاره نموده است.

نخستین آنها نماز پنجاه و یك ركعت است كه در شب معراج تشریع شد و با شفاعت پیامبر به پنج نماز واجب بسنده شد: هفده ركعت در صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشاء و سى و چهار ركعت نافله: هشت ركعت نافله ظهر قبل از آن و هشت ركعت نافله عصر قبل از آن، چهار ركعت مغرب بعد از صبح و یازده ركعت نافله شب كه با اضافه نمودن آنها به نمازهاى واجب مجموعاً پنجاه و یك ركعت مى‏شوند. این عمل از مواردى است كه مختص به امامیه است، اهل سنت اگر چه در عدد فرائض، موافق با شیعه هستند اما در نوافل اقوال آنها مختلف و گونه گون است: در فتح القدیر از ابن همام حنفى ج 1، ص 314 آمده است كه نوافل دو ركعت قبل از فجر، چهار ركعت قبل از ظهر و دو ركعت بعد از ظهر، چهار ركعت قبل از مغرب و دو ركعت بعد از آن و چهار ركعت بعد از عشاء است در مورد نافله شب هم اختلاف است كه آیا هشت ركعت است یا دو ركعت یا سیزده ركعت یا بیشتر؟ كه مجموع نوافل شب و روز با نمازهاى واجب پنجاه و یك ركعت نمى‏شود و لذا پنجاه و یك ركعت مخصت به امامیه است. دومین چیزى كه روایت ذكر كرده بلند بسم الله گفتن است. امامیه در نمازهاى جهریه (نمازى كه باید با صداى بلند خواند شود یعنى صبح و مغرب و عشاء) آن را واجب مى‏دانند و در نمازهاى اخفاتیه (ظهر و عصر) آن را مستحب مى‏دانند.

مورد دوم: آشكارا گفتن بسم الله الرحمن الرحیم است امامیه معتقدند كه در نمازهاى واجب جهرى مثل مغرب، عشاء و صبح به صورت وجوبى آشكارا گفتن آن لازم است و به صورت استحباب در نمازهاى اخفاتى مانند ظهر و عصر.

فخر رازى مى‏گوید: شیعه معتقد است كه بلند گفتند بسم الله در نمازهاى جهرى و اخفاتى از سنت است و بقیه فقهأ با این نظر شیعه، مخالف هستند. به تواتر ثابت شده است كه على بن ابیطالب (علیه السلام) بسم الله را بلند مى‏گفت و هر كس در دین خود به على (علیه السلام) اقتدا كند به تحقیق هدایت یافته است و دلیل آن هم قول پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) است كه فرمود: خدایا حق را با على (علیه السلام) بگردان هر جا كه بوده باشد. البته این كلمه فخر رازى را ابو الثناء آلوسى هضم نكرده است و لذا گفته است: اگر فردى به جمیع آنچه از امیرالمؤمنین متواتر است عمل كند به تحقیق كافر شده است، چون باید به بعضى ایمان آورد و به بعضى كافر شود و اینكه گفته شده كه هر كس در دین خود به على (علیه السلام) اقتدا كند هدایت شده، مسلم است، ولى در صورتى است كه روایتى كه كارهاى على (علیه السلام) را حكایت مى‏كند مسلم و متواتر باشد.این هجوم آلوسى و امثال او، به شیعه ضرر نمى‏رساند كه قدمهاى خود را بر ولایت سید اوصیاء راسخ گردانیده‏اند. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) مى‏فرماید: اى على خداى تعالى را نشناخت مگر من و تو، مرا نشناخت مگر خدا تو، و تو را نشناخت مگر خدا و من. اهل تسنن در مسأله جهر با امامیه مخالف هستند. در مغنى ابن قدامه ج 1، ص 478 بدایع الصنایع كاشانى ج 1، ص 204 و شرح زرقانى بر مختصر ابى الضیاء ج 1، ص 216 آمده است كه بلند گفتن بسم الله در نماز سنت نیست.

سومین چیزى كه حدیث به آن متعرض شده است، اینست كه انگشتر را به دست راست بكنند، امامیه طبق روایات ائمه (علیه السلام) به آن ملتزم شده‏اند و گروهى از اهل تسنن مخالفت كرده‏اند. ابن حجاج مالگى مى‏گوید: سنت اینست كه هر نجاستى با دست چپ گرفته شود و هر شیأ پاك با دست راست گرفته شود، لذا در مورد انگشتر مستحب اینست كه به دست چپ زده شود چون با دست راست گرفته مى‏شود و به دست چپ زده مى‏شود.

ابن حجر حكایت مى‏كند كه مالك اكراه داشت انگشتر را به دست راست بزند و آن را به دست چپ مى‏زد و از مالكیه باجى مبالغه كرده است. در اینكه انگشتر به دست چپ نمودن ارجح است‏ شیخ اسماعیل بروسوى در عقد الدرر روایت كرده است كه در اصل سنت بر این بوده است كه انگشتر را به دست راست بزنند و چون این كار شعار اهل بدعت و ظلمت (شیعه) شد لذا در زمان ما سنت بر اینست كه انگشتر را به دست چپ بزنند (یا للعجب!).

چهارمین چیزى كه در حدیث ذكر شده است تعفیر جبین است. تعفیر در لغت به معناى بر خاك گذاشتن بر خاك سائیدن است و جبین به معناى پیشانى است. پس غرض بیان این نكته است كه در سجود باید پیشانى بر خاك گذاشته شود، او حنیفه و مالك و احمد بنابر روایتى سجده بر عمامه پیچیده شده و فزونى لباس‏و مطلق ملبوسات را تجویز كرده‏اند حنیفه سجده بر دست را نیز اجازه داده ‏اند و همچنین سجده بر گندم و جو را نیز اجازه داده‏اند. اگر منظور از جبین صورت باشد پس هدف حدیث اینست كه در سجده شكر ارجح اینست كه تمامى صورت به خاك مالیده شود و لذا صاحب مدارك استنباط كرده به خاك گذاشتن گونه‏ها وارد شده‏ و به واسطه همین موسى بن عمران (علیه السلام) استحقاق خدا را یافت،( و امامهى هم در تعفیر (خاكمالى نمودن) اختلاف نظر ندارند. اهل تسنن چه در نماز و چه در سجده شكر ملتزم به تعفیر نیستند در حالى كه نخعى و مالك و ابو حنیفه اصلاً سجده شكر را مكروه مى‏دانند ولى حنابله‏ و شافعى‏ به اصل سجده شكر، معتقدند بدون اینكه بر خاك باشد.


منابع

نوع مطلب : مقتل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عزت نفس چیست؟

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:شنبه 29 مهر 1391-06:38 ب.ظ

عزت نفس چیست؟

اینك یه به سراغ تحلل عزت نفس و مناعت طبع مى‏رویم نخست آن كلمه را در كلام خدا جستجو مى‏كنیم و در قرآن مجید به این كلمه عزیز و نفیس مى‏رسیم جانى كه خداوند متعال، خود و رسول و مؤمنان خویش را با آن صفت عالیه مى‏ستاید و مى‏فرماید: ولله العزه و لرسوله و للمؤمنین و لكن المنافقون لا یعلمون(3)عزت و بزرگوارى از آن خدا و رسول خدا و مؤمنان می‏باشد ولى منافقان نمیدانند و چه مى‏فهمند كه عزت چیست؟ و غریز واقعى كیست؟

عزت در مقابل ذلت بالا گرفتن مقام شامخ روح، و آلوده نساختن آن با مطالع پست دنیوى، و حراست نفس از آلوده شدن با زخارف ناچیز مادى و خواهشهاى زودگذر نفسانى است. فرد عزیز آنست كه خود را از پستى‏ها، حقارت‏ها، دنائتهاى نفس دور نگهدارد و آنچه برخلاف شأن رفیع نفس نفیس اوست بجا نیاورد و هرگز تن به پستى و خوارى كه پائین‏تر از شأن و مقام اوست در ندهد خواه در امور دینى باشد یا امور دنیوى.

این كلمه در میان واژه‏هاى ارزشى آنچنان از شأن و اعتبار والائى برخوردار است كه خداوند متعال این كلمه و اشتقاقات آنرا از قبیل: عز، یعز، أعز، عزیز، عزت را دقیقا یكصد و نوزده مرتبه (119) در قرآن مجید به كار برده است‏(4)و این اهتمام خاص الهى نشان مى‏دهد این صفت اخلاقى از تعالیم عالیه قرآن مجید و از پیام‏هاى خاص و عزت بخش و سعادت آفرین آن كتاب آسمانى مى‏باشد. امام حسین (علیه السلام) كه خود تربیت یافته قرآن و بزرگ مروج و مبلغ آن بود این صفت كمالى را از آن مبده وحى و منشاء حیات روحى دریافت نموده است. و خود در تمام مراحل زندگى پابند فرامین و اصول عزت نفس و بلندى طیع و آقائى و سیادت روحى بوده است.


ادامه مطلب

نوع مطلب : مقتل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حسین محور عزت و مصباح هدایت‏

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:جمعه 28 مهر 1391-12:05 ب.ظ

حماسه جاویدان عاشورا كه از بستر شنهاى داغ و سوزان كربلا سرزد، همواره الهام بخش نهضتهاى آزادى بخش و رهائى گستر میلیون‏ها انسان آزاده و افراد وارسته در طول تاریخ اسلام گریده است و شور و شوق و جذبه آن، همواره شیفتگان آزادى و طالبان افتخار و سربلندى را، به سوى محور این عنصر آزادى بخش و كانون نجات، متوجه ساخته است بنیانگذار این نهضت مقدس، همواره مصباح هدایت و سفینه نجات و كانون عزت و شرف و محور كرامت و مروت انسانها بوده است و خواهد بود حادثه جانسوز كربلا تاكنون مشعل فروزان محافل شیعه و عامل محرك مجامع آنان در طول قرون و اعصار و در گسترده نسل‏ها و اجیال و توده‏ها بوده است و در آینده نیز همچنان نور بخش و الهام بخش أمم اسلامى و ملل جهانى باقى خواهد ماند. اكنون ما در این صدد هستیم كه در حدود فهم و توان خویش از خصوصیات قهرمان اصلى این حادثه بزرگ و از ویژگیهاى منحصر به فرد او سخن بگوئیم تا به رمز بقأ و جاودانگى این حادثه، بهتر و بیشتر پى ببریم چون قهرمان اصلى این حادثه آن چنان در هاله‏اى از عظمت و بزرگوارى قرار گرفته است كه هرگز نمى‏توان به سادگى نظیرى بر آن تصور، و شبیهى به آن قایل شده و این حادثه بزرگ آنچنان با باورهاى اعتقادى، اجتماعى، انسانى مردم، رقم خورده است كه هرگز نمى‏توان آنرا از هم دیگر تفكیك و جدا نمود یا روزى به بوته نسیان و فراموشى سپرد. مردم مسلمان جهان، بویژه شیعیان و دوستداران آن امام همام (علیه السلام)، از آن روزهاى نخستین وقوع این حادثه كه در سال 61 هجرى به وقوع پیوست به اهمیت سرنوشت ساز این حادثه جانسوز پى برده‏اند و در راه تثبیت تاریخى آن، به تحریر و نگارش و بارگوئى درسهاى عبرت‏آموز آن برآمده‏اند به حدى كه بخش اعظمى از قفسه‏هاى كتابخانه بزرگ اسلامى را به این امر مهم اختصاص داده‏اند و در ضبط و نگهدارى آن با وسائل مختلف كوشیده‏اند نگارنده نیز به سهم ناچیز خود در گذشته با ترجمه لهوف سید بن طاووس و نشر وسیع آن‏ و با نگارش مجدد حماسه سازان كربلا ترجمه ابصار الحسین فى انصار الحسین (علیه السلام) تألیف مرحوم سماوى و چند ناچیز دیگر عظمت و عمق این فاجعه تاریخى را نشان داده است و اكنون به مناسبت ترجمه كتاب، در این فرصت پیش آمده تلاش دارد تا حدودى، رمز جاودانگى و راز ابدى بودن این حادثه را نشان دهد و مى‏خواهد عوامل جاودانگى آرا مورد بررسى و بازنگرى قرار دهد. در بررسى علل و عوامل اصلى این جاودانگى، بیش از هر چیز، خصوصیات روحى و عظمت شخصیت وجودى قهرمان اصلى این حادثه، جلب توجه مى‏كند درست است عوامل دیگرى هم در این امر دخالت دارند مانند: روحیه ظلم ستیزى و... .ولى عظمت روحى امام (علیه السلام) و خصوصیات روحى و اخلاقى او تمام این عوامل را تحت الشعاع خود قرار مى‏دهد. و رمز جاودانگى هم در این امر نهفته است.

حسین بن على (علیه السلام) واجد تمام خصوصیات یك فرد كامل تربیت یافته آئین اسلام بود بلكه او أسوه و قدوه خداجویان جهان، به شمار مى‏رفت در وجود او تمام علائم و نشانه‏هاى یك شخصیت بارز اسلامى، موج مى‏زد. در وجود مسعود و مبارك او، تمام صفات كمالى و ارزشى از قبیل: آزادگى، جوانمردى، شرف، شهامت، شجاعت، صفا، وفا، صبر، پایدارى، استقامت، مروت، عظمت روحى، كرامت نفس، عزم استوار، اراده قوى، عزت نفس، مناعت طبع، مالامال بود ولى در بین تمام این صفات برجسته و ملكات نفسانى، خصوصیت عزت نفس و مناعت طبع از تمام ویژگى‏هاى آن حضرت، برجسته‏تر و شاخص‏تر مى‏نماید. ما در این پیشگفتار مى‏خواهیم اندك مكثى در برابر این ویژگى آن بزرگوار نموده باشم و كمى به تدبر و تأمل و اندیشه بنشینیم تا در حد فهم خویش، به یكى از رمور جاودانگى قیام ابى عبدالله الحسین (علیه السلام) پى برده باشیم چون كه تمام این آوازها مرهون آن صفات عالى و رهین آن ویژگى والاى معنوى و روحیه ممتاز و منحصر به فرد اوست كه توانسته است طالبان كمال و عاشقان تعالى و تحول روحى را، به سوى كعبه آمال خود جذب كند و خود در مغناطیس فضیلت و در محور قطب دائره انسانیت، گام سپرد آرى این عزت نفس و مناعت طبع عالى او بود كه توانست او را از ورود به حقارت و پستى‏ها، حراست كند و این جوهره نفیس درونى او بوده كه توانست رضاى خدا را بر تمام خشنودى‏ها، شادى‏ها، تمتعات دنیوى ترجیح دهد تا از خاك به افلاك و از ملك، به ملكوت أعلى و از ثرى تا به ثریا برساند و او را با ملكوتیان، همنوا و هم شأن و هم رتبه بلكه والاتر سازد.

كربلا در سینه‏اش پنهان هزاران راز دارد هر زمان یك راز از اسرار خود ابراز دارد
كربلا دریاى مواجى است بى مرز و كرانه موج عالمگیر او دستى به هر سو باز دارد
مكتب خلقت ندیده است چنو حسین آموزگارى این چراغ آسمانى نور انسان ساز دارد
مات هفتاد و دو ملت از دو و هفتاد اویند در كجا فرماندهى، شسماهه یك سرباز دارد

حسان چایچیان‏

 

   



نوع مطلب : مقتل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نماز دهه اول ماه ذى الحجّة

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:پنجشنبه 27 مهر 1391-10:54 ق.ظ

نماز دهه اول ماه ذى الحجّة

بدان كه این ماه از ماههاى شریفه است و چون این ماه داخل مى شد صُلَحاى صَحابه و تابِعین اهتمام عظیم در عبادت مى كردند و دهه اوّل آن اَیّامَش اَیّامِ مَعْلُومات است كه در قرآن مجید ذكر آن شده است و در نهایت فضیلت و بركت است و از رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله مرویستكه عمل خیر و عبادت در هیچ ایّامى نزد حق تعالى محبوبتر نیست از این دهه و از براى این دهه اعمالى است اوّل روزه گرفتن نُه روز اوّل این دهه كه ثواب روزه تمام عُمر دارد دوّم خواندن دو ركعت نماز مابین مغرب و عشاء در تمام شبهاى این دهه در هر ركعت بعد از حمد بخواند یك مرتبه توحید و آیه :

وَواعَدْنا مُوسى ثَلثینَ لَیْلَةً وَاَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ

و وعده كردیم با موسى سى شب و كامل كردیم آن را به ده شب دیگر

میقاتُ رَبِّهِ اَرْبَعینَ لَیْلَةً وَقالَ مُوسى لاِخیهِ هرُونَ اخْلُفنى فى


و بدین ترتیب وعده گاه خدا چهل شب تمام شد و موسى به برادرش هارون گفت جانشین من باش در میان

قَوْمى وَاَصْلِحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبیلَالْمُفْسِدینَ

قومم و كارشان را اصلاح كن و از راه فساد جویان پیروى مكن

تا با ثواب حاجیان شریك شود


نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روایات صحیح در اثبات امامت

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:پنجشنبه 27 مهر 1391-10:41 ق.ظ

شیخ صدوق و شیخ طوسی رضوان الله علیهما در امالی شان با سند صحیح نقل کرده‌اند كه رسول خدا صلی الله علیه و آله جانشینان خود را معرفی كرد:

حدثنی أبی (رضی الله عنه)، قال: حدثنا سعد بن عبد الله، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن عیسى، عن الحسین بن سعید، عن حماد بن عیسى، عن إبراهیم بن عمر الیمانی، عن أبی الطفیل، عن أبی جعفر محمد بن علی الباقر (علیهما السلام)، عن آبائه (علیهم السلام)، قال: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (ع): اكْتُبْ مَا أُمْلِی عَلَیْكَ. قَالَ: یَا نَبِیَّ اللَّهِ أَتَخَافُ عَلَیَّ النِّسْیَانَ؟ فَقَالَ: لَسْتُ أَخَافُ عَلَیْكَ النِّسْیَانَ وَقَدْ دَعَوْتُ اللَّهَ لَكَ أَنْ یُحَفِّظَكَ وَلَا یُنْسِیَكَ وَلَكِنِ اكْتُبْ لِشُرَكَائِكَ.

قَالَ: قُلْتُ: وَمَنْ شُرَكَائِی یَا نَبِیَّ اللَّهِ؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِكَ بِهِمْ تُسْقَى أُمَّتِی الْغَیْثَ وَبِهِمْ‏ یُسْتَجَابُ‏ دُعَاؤُهُمْ‏ وَبِهِمْ یَصْرِفُ اللَّهُ عَنْهُمُ الْبَلَاءَ وَبِهِمْ تَنْزِلُ الرَّحْمَةُ مِنَ السَّمَاءِ وَهَذَا أَوَّلُهُمْ.

وَأَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى الْحَسَنِ (ع) ثُمَّ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى الْحُسَیْنِ(ع) ثُمَّ قَالَ (ص): الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِهِ.

رسول خدا (ص) به امیر المؤمنین فرمود آنچه برایت گویم بنویس.

عرض كرد یا رسول اللَّه میترسى فراموش كنم؟ فرمود از فراموشى بر تو ترسى ندارم؛ چون از خدا خواستم كه تو را حافظه دهد و فراموشت نكند؛ ولى براى همكاران خود بنویس: امیرمؤمنان علیه السلام گفت: عرضكردم همكارانم چه كسانی هستند؟ فرمود: امامان از فرزندانت كه امتم به یمن وجود آنان از باران بنوشند و دعایشان مستجاب شود و به وسیله آن‌ها خدا بلا را از امتم دور كند و به وسیله آن‏ها رحمت از آسمان نازل شود و این اول آنها است. با دست خود به حسن اشاره كرد سپس به امام حسین علیه السلام اشاره كرد و فرمود امامان از فرزندان اویند.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، الأمالی، ص 485، تحقیق و نشر: قسم الدراسات الاسلامیة - مؤسسة البعثة - قم، الطبعة: الأولى، 1417هـ.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، كمال الدین و تمام النعمة، ج‏1، ص 206ـ 207، تحقیق: علی اكبر الغفاری، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامی (التابعة) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ. (مكتبه اهل بیت)

الطوسی، الشیخ ابوجعفر محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى460هـ)، الأمالی، ص 441، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیة - مؤسسة البعثة، ناشر: دار الثقافة ـ قم، الطبعة: الأولى، 1414هـ

بررسی سند روایت

علی بن الحسین:

8076 - علی بن الحسین بن موسى بن بابویه: قال النجاشی: " علی بن الحسین بن موسى بن بابویه القمی أبو الحسن. شیخ القمیین فی عصره ومتقدمهم، وفقیههم، وثقتهم...

وقال الشیخ (394 ): " علی بن الحسین بن موسى بن بابویه القمی رضی الله عنه: كان فقیها، جلیلا، ثقة.

الموسوی الخوئی، السید أبو القاسم (متوفاى1411هـ)، معجم رجال الحدیث وتفصیل طبقات الرواة، ج12، ص397ـ 398، الطبعة الخامسة، 1413هـ ـ 1992م

سعد بن عبد الله:

قال النجاشی: سعد بن عبد الله بن أبی خلف الأشعری القمی أبو القاسم، شیخ هذه الطائفة وفقیهها ووجهها....

وقال الشیخ (318 ): سعد بن عبد الله القمی: یكنى أبا القاسم، جلیل القدر، واسع الاخبار، كثیر التصانیف، ثقة.

معجم رجال الحدیث، ج9، ص78

احمد بن محمد بن عیسی:

902 - أحمد بن محمد بن عیسى الأشعری... ثقة، له كتب، ذكره الشیخ فی رجاله: فی أصحاب الرضا علیه السلام.

وقال الشیخ (75 ): " أحمد بن محمد بن عیسى بن عبد الله... وأبو جعفر (هذا) شیخ قم، ووجیهها، وفقیهها.

معجم رجال الحدیث، ج3، ص87

الحسین بن سعید:

3424 - الحسین بن سعید بن حماد: = الحسین بن دندان. قال الشیخ (231 ): الحسین بن سعید بن حماد بن سعید بن مهران الأهوازی: من موالی علی بن الحسین علیه السلام، ثقة.

وعده فی رجاله من أصحاب الرضا علیه السلام (17 )، قائلا: " مولى علی ابن الحسین علیه السلام، صاحب المصنفات الأهوازی، ثقة ".

معجم رجال الحدیث، ج6، ص265 ـ266.

حماد بن عیسی:

3972 - حماد بن عیسى: قال النجاشی: " حماد بن عیسى أبو محمد... وكان ثقة فی حدیثه، صدوقا.

وقال الشیخ (242 ): " حماد بن عیسى الجهنی غریق الجحفة، ثقة.

معجم رجال الحدیث، ج7، ص236ـ237

ابراهیم بن عمر:

228 - إبراهیم بن عمر الیمانی... قال النجاشی: " إبراهیم بن عمر الیمانی الصنعانی شیخ من أصحابنا ثقة.

معجم رجال الحدیث، ج1، ص 241

ابو الطفیل عامر بن واثله:

امام صادق علیه السلام در روایت مشهور ثقلین که از طریق ایشان نقل شده است، او را توثیق کرده است.

قال الوحید فی التعلیقة فی الخصال - بعد ذكر حدیث - قال معروف بن خربوذ، فعرضت هذا الكلام على أبی جعفر (علیه السلام )، فقال (علیه السلام ): صدق أبو الطفیل - رحمه الله -: وفی هذا شهادة على حسن حاله ورجوعه، لو صح كونه كیسانیا (إنتهى ). أقول: الحدیث رواه الصدوق - قدس سره - فی باب الاثنین، تحت عنوان السؤال عن الثقلین یوم القیامة، وقد رواه بعدة طرق... وبعض طرق الروایة صحیح.

معجم رجال الحدیث، ج10، ص 222

این روایت هم از نظر سند صحیح است و هم از نظر دلالت صریح.
متن کامل



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درس‌هایی از ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع) برای خانواده‌ها

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:چهارشنبه 26 مهر 1391-03:48 ب.ظ

درس‌هایی از ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع) برای خانواده‌ها

از ماجرای ازدواج حضرت علی‌علیه‌السلام و حضرت فاطمه‌علیهماالسلام نکات بسیار جالبی را می‌آموزیم که اگر خواهان سعادتیم و پیروی راستین اسلام، بایستی تا مرز توان تلاش کنیم تا مراحل اول ازدواج بر مبنای صحیحی صورت گیرد، و دوم آنکه ساده‌ زیستی در تمام شوون زندگی جامعه و بخصوص ازدواج راه یابد، و گرنه قید و بندهای اجتماعی در امر ازدواج که بیشتر نشأت گرفته از فرهنگ غیر اسلامی و یا ساخته و پرداخته ی ذهن‌های کوتاه مادی و اشرافی است چون غل و زنجیر بر دست و پای جوانان و والدین آنها می‌افتد و هر روز این غل و زنجیر بزرگتر و سنگین‌تر می‌شود، تا جایی که امکان هر نوع حرکت صحیحی را می‌گیرد و حیات جامعه را به سوی نابودی می‌کشاند، و بر فساد و نابسامانی‌های روانی و مشکلات اخلاقی می‌افزاید.
درس‌هائی که از ازدواج حضرت علی و فاطمه زهرا علیهماالسلام می‌گیریم از این قرار است:

1- کفو و همتا بودن:
یکی از اصول اساسی و رازهای موفقیت ازدواج، کفو و همتا بودن دختر و پسر با هم است، زیرا تنها در صورت همتا و همشأن بودن دو زوج است که درک متقابل آنان از یکدیگر امکان‌پذیر است.
برخی تصور می‌کنند کفویت تنها به شرائط ظاهری از قبیل مسائل نژادی و یا وضعیت مادی و رفاهی بستگی دارد. در صورتی که چنین نیست، بلکه همتایی و هم سوئی آرمان‌ها، خواست‌ها و تمایلات روحی و روانی افراد، میزان آگاهی‌های علمی و دینی و میزان تعهد عملی به مکتب و مذهب، و ارزش نهادن به ویژگی‌های اخلاقی و فرهنگی است.
اگر مسئله همتایی نبود، بدون تردید دختران زیبایی در مدینه بودند که از ازدواج با حضرت علی علیه‌السلام خرسند می‌شدند. اما او حتی از آنان خواستگاری هم نکرد و برای حضرت فاطمه علیهماالسلام نیز خواستگاران فراوانی بودند امّا حضرت فاطمه علیهماالسلام و پیامبرصلی‌الله علیه و‌آله به این وصلت‌ها راضی نشدند تنها حضرت فاطمه علیهماالسلام و روح والای او بود که زیبایی‌ها و شکوه معنوی حضرت علی‌علیه‌السلام را درک می‌کرد . در این مورد پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله فرمودند: اگر خدا علی را نمی‌‌آفرید برای فاطمه کفو و همتایی وجود نداشت. (1)

2- خواستگاری بدون واسطه
خواستگاری بدون هیچ تشریفات و حضور واسطه انجام شد و حضرت علی‌علیه‌السلام شخصاً به خواستگاری حضرت فاطمه علیهماالسلام از پیامبر صلی‌الله علیه وآله اقدام نمود.
3- شرط اول : رضایت دختر
پیامبر گرامی صلی‌الله علیه وآله بدون رضایت دخترش حضرت فاطمه علیهاالسلام به خواستگار پاسخ مثبت نداد.
4- قناعت
در تهیه جهیزیه به ضروری‌ترین و ابتدائی‌ترین وسائل زندگی در آن عصر بسنده شد، از سیرت پیامبر اسلام صلی‌الله علیه وآله می‌آموزیم که بایستی در الگوی مصرف تجدید نظر کنیم و در زندگی فناپذیر و زودگذر دنیا به حداقل ممکن قناعت ورزیم تا از گذرگاه پرهیاهوی زندگی سبکبار بگذریم و تن به بردگی این و آن ندهیم.
مگر حضرت فاطمه علیها‌السلام دختر پیامبر صلی‌الله علیه وآله رهبر بی‌نظیر مسلمانان نبود؟ مگر از نژاد بنی‌هاشم یعنی اصیل‌ترین و شریف‌ترین تیره‌های عرب به حساب نمی‌آمد؟ مگر مادرش حضرت خدیجه علیهما‌السلام ثروتمندترین زن عرب در عصر خویش نبود؟ مگر از همه جهات علمی فردی آگاهتر و اندیشمندتر از همگان نبود؟ مگر پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه‌ وآله نمی‌توانست جهیزیه زیادی را همراه دخترش کند؟
پاسخ همه این سوالات «مثبت» است اما منش و روش پیامبر عظیم ‌الشأن اسلام صلی‌الله علیه و‌آله و خاندانش بر ساده‌ زیستی استوار است . (2)

متأسفانه در برخی خانواده‌ها به خصوص قشر مرفه جامعه جهیزیه دخترانشان نمایشگاه بین‌المللی کاملی است از لوازم خانگی داخلی و خارجی که برقش چشم‌های ظاهربین را خیره می‌کند.

5- مهیا کردن خانه برای ورود عروس
اکنون ببینیم علی بن ابیطالب علیه‌السلام شهسوار اسلام و محبوب‌ترین مردان و نزدیکترین آنان در نزد خدا و رسول خدا چه داشت و چه تهیه کرد:
ابن شهر آشوب در مناقب نقل می‌کند: که حضرت علی‌علیه‌السلام نیز اتاق خود را برای عروسی آماده کرد. بدین ترتیب که:
ابتدا مقداری ماسه کف اطاق پهن کرد و چوبی هم تهیه نمود به دو طرف اتاق وصل کرد تا لباس‌های خود را روی آن بیندازد، و یک پوست گوسفند هم کف اتاق انداخت، و یک بالش نیز که داخلش را از لیف خرما پر کرده بودند در آنجا نهاد. (3) همین .

__________________________________________________
1- ینابیع الموده، ص 177 و 237.
2- زندگانی فاطمه زهرا علیهاالسلام تألیف محمد قاسم‌پور با مقدمه آیت‌الله مرعشی نجفی ص47.
3- زندگانی حضرت فاطمه علیهما‌السلام و دختران آن‌حضرت مولف سیدهاشم رسولی محلاتی ص‌56.
منبع : کتاب شفیعه ی محشر یا مظلومه ی پیامبر – نوشته سید عبدالله حسینی دشتی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5