تبلیغات
دیار عشق - مطالب اسفند 1391

الگوی ما حضرت زهرا(س)ست.

نوروز در ایران باستان و اسلام

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:چهارشنبه 30 اسفند 1391-09:25 ق.ظ


نوروز جشنی آریایی

قدمت نوروز و وجود این جشن به زمان‌های پیش از هخامنشیان و مادها برمی‌گردد زمانی که آریائی‌ها سرزمین‌شان را به دو قسمت تقسیم می‌کردند و دو فصل گرما و سرما داشتند فصل سرما شامل ده ماه و فصل گرما شامل دو ماه بود، چنانچه در اوستا آمده‌است. بعدها در این دو فصل تغییری پدید آمد و تابستان دارای ۷ ماه و زمستان ۵ ماه گردید. در هر یک از این دو فصل جشنی بر پا می‌داشتند که هر دو آغاز سال نو به شمار می‌رفته‌است. وجود پایه و اساس جشن‌های نوروز و مهرگان در آغاز فصول دوگانهٔ آریائی‌ها گویای آن است که زمینهٔ اصلی پیدایش هر یک از آنها، بزرگداشت سرآغاز سال، توجه به پایان یک فصل و آغاز فصلی دیگر بوده‌است. با مرور زمان و تحول تدریجی اوضاع جشن نوروز از آن صورت بسیط نجومی و گاه‌شناسی بیرون آمد و بعدها جنبه های متعدد دینی و رسمی و سیاسی پیدا کرد. سرانجام این یادگار ارزنده با سنن گرانقدر و دیرین خود از مدتی متجاوز از نه قرن پیش در آغاز برج حمل جای ثابتی یافت و تنها جشن جهانی است که می‌توان گفت تمامی جنبه‌های دینی، رسمی، سیاسی و طبیعی را در خود جای داده‌است

نوروز در اسلام

همانا نوروز روزی است که پروردگار جهان از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند و به او شرک

 نورزند و به پیامبران و امامان (علیهم السلام) ایمان بیاورند. نوروز اولین روزی است که خورشید در آن

 طلوع کرد و بادهای ناگهانی وزیدن گرفت و ستاره زمین در چنین روزی ایجاد شد... نوروز روزی است

 که علی (علیه السلام) در نهروان خوارج را هلاک کرد; گل های زمین در آن روز خلق شد; در چنین روزی

 بود که کشتی حضرت نوح (علیه السلام) بر کوه جودی نشست; نوروز همان روزی است که خداوند زنده

 گرداند كسانى را كه از بیم مرگ از خانه‏هاى خود خارج شدند و هزاران تن بودند پس خداوند به آنان گفت تن

 به مرگ بسپارید آنگاه آنان را زنده ساخت (این داستان در سوره بقره آیه 243 آمده است)؛ نوروز همان

 روزی است که جبرئیل بر پیامبر (صلّی الله علیه و آله) نازل شد; همان روزی است کهابراهیم (علیه

 السلام) بت ها را شکست; در همین روز حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله)، علی (علیه السلام) را بر

 دوش خود حمل کرد تا بت های قریش را سرنگون کند... در چنین روزی حضرت مهدی (علیه السلام) ظهور

 می فرماید و ما انتظار فرج آن حضرت را در چنین روزی داریم; برای این که نوروز از ما و شیعیان

 ماست. نوروز برای مسافرت خوب و برای زراعت و طلب حوایج بسیار نیکوست، عقد نکاح و ازدواج در چنین

 روزی بسیار شایسته است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نماز ستون دین است

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:پنجشنبه 24 اسفند 1391-08:22 ب.ظ

مرحوم آیت‌الله حق‌شناس می‌گفت‌: نماز صحیح به دردت می‌خورد! اگر غیبت کنید، عمل بد کنید، نظر به نامحرم کنید، شما اطاعت از نماز نکرده‌اید... اطاعت خود نماز آن است که نهی آن را که از فحشا و منکر است به کار ببندید.

 به گزارش فارس،  توجه فضایل و رذایل اخلاقی انسان را در موقعیتی قرار می‌دهد که در مسیر الی الله قرار گیرد تا در سایه آن لذت حضور خداوند را در تمام لحظات زندگی‌اش احساس کند، یکی از مسیرهایی که باعث می‌شود اخلاق در دل و جان آدمی نفوذ پیدا کند، نشستن در پای درس اساتید اخلاق است.
 
آنچه پیش‌رو دارید سلسله مباحث اخلاقی مرحوم آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس است که با موضوع «ارزش و جایگاه نماز» در مسجد امین‌الدوله ایراد ‌شده است:
 
*فضیلت علم و علم آموزی
 
نبی اکرم(ص) می‌فرماید: «اغد عالماً او متعلّماً او مستمعاً او محبّاً لهم» چند تا شد؟ یا عالم باش، یا متعلم، یا مستمع، یا دوستدار آن‌ها، «ولا تکن الخامس فتهلک»؛ یا باید دانشمند باشی، راه را بدانی برادر من! یا معلم باشی، یا محبّ اهل علم؛ مثل شما، که دو سه حیثیت اینها در شما جمع است؛ هم متعلم هستید و هم مستمع، یعنی دارید روایات را می‌شنوید و علوم اهل بیت را تعلیم می‌گیرید و هم اهل علم را دوست دارید.
 
خوب، شاید بعضی از آقایان اهل علم، روی مصالحی که در نظر است، این روایت را نخوانند، ولی پروردگار عزیز بنایش به آمرزش است، حالا در قیامت سئوال می‌کنند که آیا تو عالم بودی؟ نه! متعلم چطور؟ نه! مستمع چطور؟ نه! دوستدار اهل علم چطور؟ نه! در یک سفره‌ای با عالم هم خوراک بوده‌ای؟ نه! همه‌اش نه نه! منفی! ولیکن اسمت - در صورتی که جمشید خان نباشد ها! - به عالمی می‌خورد؟ بله؛ اسم من مثلاً عبدالله است؛ حسن، تقی، خیلی خوب! ببریدش بهشت. رحمت واسعه الهی تا این حد است؛
 
*دلیل جالب بر حقانیت اسلام
 
خدا رحمت کند آن خانم اصفهانی که یک ورقه اجتهادش از نجف بود، یکی هم از حضرت آیت‌الله آقا سیدعلی نجف‌آبادی - آن خانم، مجتهده بود؛ اما شماها هنوز اول راهید! «ما همچنان در اول وصف تو مانده‌ایم»، ایشان قم آمد، از ایشان پرسیدند: دلیل بر حقانیت اسلام چیست؟ ایشان به نقل از استادشان حضرت آیت‌الله آقا سیدعلی نجف‌آبادی رحمة‌الله فرمود: دلیل بر حقانیت اسلام این است که همه‌ ما کلنگ داریم و به سهم خودمان گوشه‌ای از بنای اسلام را خراب می‌کنیم - همان بنایی که باید آقایان اهل علم نگاه بدارند - اما هنوز این بنا پا بر جا و محکم است؛ از لندن که برای حفظ اسلام نمی‌آیند، داداش جان! آن‌ها همین‌الساعه برنامه درست کرده‌اند و سمینار گرفته‌اند که چه نقشه‌هایی را اجرا کنند برای اینکه تأثیر اسلام را خنثی کنند.
 
این را نقل کردند و من خیلی شادمان شدم؛ البته بنده رادیوهای آن‌ها را گوش نمی‌دهم، اما بعضی اوقات پروردگار حق را بر اساس دشمنان دین القا می‌کند و حجت هم بر آن‌ها تمام می‌شود، کسی که نژادش انگلیسی است، یک چنین حرف حقی بود، خوب! بر خودش دیگر حجت است، نقل کردند او گفته: با اینکه تمام جراید، تمام رسانه‌ها و تمام تبلیغات دنیا بر علیه جمهوری اسلامی اقدام کرده‌اند؛ اما یک نفر که حضرت آیت‌الله‌العظمی خمینی باشد یک نفره ثابت کرد در دنیا که اسلام زنده است. در مقابل همه این تبلیغات که حق‌کشی می‌کنند، یک نفر در دنیا ثابت کرد که اسلام هنوز نمرده و زنده است، خوب فضل چیزی است که خصم شهادت بر آن بدهد، چرا انسان بی‌انصافی بکند؟
 
همه کلنگ داریم، ولیکن این بنای اسلام روی حقانیت خودش سر پا مانده! خیلی مهم است، عجیب جوابی ایشان داد، مثلاً من حالا اسلام را یاری می‌کنم! چه یاری؟ چه یاری داداش جان؟ هفته‌ای دو شب صحبت کردن که باری را بار نمی‌کند! حالا شما تصور می‌کنید هفته‌ای دو شب آمدیم، بار از روی دوش ما برداشته شد؟
 
صبح کن در حالی‌که: عالم یا متعلم یا مستمع باشی که الحمدالله دو سه تا حیثیت در شما جمع است؛ هم متعلمید و هم مستمع، یعنی هم گوش می‌دهید، هم یاد می‌گیرید بابا جان من! «أو محبّاً لهم ولاتکن الخامس فتهلک» یا دوستدار، اگر پنجمی باشی هلاک شدی.
 
*اهمیت بیان معارف و احادیث
 
شخصی عرض کرد: یا رسول‌الله! یک نفر نماز می‌خواند و مثلاً عبا را سر می‌کشد می‌رود و یک نفر دیگر وقتی که نمازش تمام می‌شود می‌نشیند و برای ما مسئله می‌گوید و حدیث می‌خواند و موعظه می‌کند.
 
حضرت(ص) فرمود: نسبت دومی به اولی مثل نسبت ما به شما است، ببین داداش! این شغل، شغل انبیاست، شهید رحمة‌الله در آداب‌المتعلمین می‌فرماید: آن عالم عاملی که اسلام را در میان مردم پیاده می‌کند، آن شخص نسبت به مقام نبیین یک درجه فاصله دارد؛ اینقدر درجه‌اش بالاست بابا جان من! در قیامت، اول انبیا شفاعت می‌کنند، بعد علما، بعد شهدا؛ این هم برای توجه دادن به موقعیت شما.
 
آیت‌الله آقا شیخ عیسی رضوان‌الله‌علیه که منبر می‌رفتند، یک ساعت مسئله و احکام، یک ساعت اخلاق، یک ساعت توحید می‌فرمودند؛ ولی ما در عوض هر یک ساعت، هفت هشت دقیقه از شما اجازه برای صحبت گرفتیم! ببینید چقدر ذوقیات فرق کرده است.
 
*ارزش نماز و ذکر الهی
 
خوب! «وَاَقِمِ الصَّلاةَ اِنَّ الصُّلاةَ تنهی عَنِ الفحشاءِ وَالمُنکَرِ وَلَذِکرُاللهِ اَکْبَرُ» اگر چه این آیه را مفسرین معنا کرده‌اند؛ اما بعضی از تفسیرهایشان رضایت‌بخش نیست، حضرات صوفیه خذلهم‌الله می‌گویند: مثلاً اگر ما دور هم بنشینیم و ذکر یا هو یا علی بگوییم، این ذکر افضل از نماز است! خود خدا فرموده نماز از فحشا و منکر نهی می‌کند، ولذکرالله أکبر، اما تفسیر درست این است که یکی از اثرات نماز این است که شما را از فحشا و منکر باز می‌دارد؛ اثر دیگر نماز که بزرگتر است چیست؟
 
این است که شما را به یاد خدا می‌اندازد، آخر، هر بخش نماز، شما را به یاد خدا می‌آورد؛ قرائت حمد و سوره، رکوع، سجود، اذکار و ادعیه این همان خاصیت است؛ یعنی علاوه بر اینکه جنبه رفع مانع (= دور شدن از فحشا و منکر) دارد، ایجاد مقتضی (= یاد خدا) به نحو احسن می‌کند؛ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا» خب ببینید آقا آن وقت در اینجا می‌فرماید: «مَن اَحَبَّ اَن یَعلَمَ اَقُبِلَت صَلاتُهُ اَم لَم تُقبَل؟ فَلیَنظُرُ: هَل مَنِعَت صَلاتُهُ عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَرِ؟ فَبِقَدرِ ما مَنَعَتهُ قُبَلَت مِنهُ» ببیند چقدر نمازش نهی از فحشا و منکر می‌کند؟
 
*نماز میزان انسان است
 
این حدیث هم برای آن‌هایی است که درست وارد نماز می‌شوند که حضرت فرمودند: «الصلوة میزان»، میزان زحمات شما را در نماز ارائه می‌کنند، امام صادق است که می‌فرماید: یکی یک رکعت نماز را با حضور قلب می‌خواند در رکعت دوم ذهن و قلبش شلوغ می‌شود، این به قدر یک رکعت زحمت کشیده است، یکی دو رکعت، یکی سه رکعت و یکی چهار رکعت و بعضی‌ها هم هستند که نمازشان هیچ توجه ندارند و روایات دارد که این چنین نمازی مانند خرقه و کهنه در هم پیچیده می‌شود و به روی صاحبش زده می‌شود، خدا نکند که ما جز آن‌ها نباشیم، لااقل از کسانی باشیم که إن‌شاءالله یک رکعت لااقل نمازمان با توجه باشد.
 
به پیغمبر(ص) از جوانی او گفتند: آقا یا رسول‌الله این جوان گناهکار است و خیلی کارها می‌کند، ولی در عین حال، نمازش را هم می‌خواند، قشنگ هم می‌خواند! حضرت فرمود: «دعه إِنَّ صَلَاتَهُ تَنْهَاهُ یَوْماً»، یک روز نماز بالاخره زورش می‌رسد و او را از این گناه باز می‌دارد، طولی نکشید که به محضر پیامبر(ص) عرض کردند: آنچه فرمودید، اتفاق افتاد و این شخص جز عباد و زهاد شد؛ همین که گرفتار خطا بود، همین که گناه می‌کرد، همین که فلان کار را می‌کرد، توبه کرد و از عباد و زهاد شد.
 
*نماز ستون دین است
 
باز یکی دیگر بخوانم: «الله الله فی‌الصلاة فانها عمود دینکم»، نماز ستون دین است، اگر عمود و ستون خیمه بشکند، پایین می‌آید و اعمال دیگر نتیجه ندارد، نماز: اول «ما یُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ» است، اولین چیزی است که از اعمال بنده محاسبه می‌شود؛ «فان قُبِلَت قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ واذا رُدَّت رُدَّ علیه سائر عَمَلِهِ»، اگر قبول شود، سایر اعمالش نیز قبول می‌شود و اگر رد شود، سایر اعمال رد می‌شود، اول که نکیرین بیایند داداش جان! ابتدا که ملائکه می‌آیند می‌گویند بررسی کنید نمازشان چطور است؟
 
این بود که امام رضا(ع) فرمودند: بعد از شناخت پروردگار عزیز جل‌ّ و عزّ عملی بالاتر از این نماز نمی‌شناسم، حالا هی نمازت را از اول وقت عقب بینداز؛ وقتی هم که می‌آیی قرائتت را می‌خوانی، بعد از چهل سال: الحمدالله قرائت می‌کنی!
 
نماز صحیح به دردت می‌خورد! همین نماز آن دزد را نجاتش داد؛ همین نماز او را جز عباد و زهاد کرد و بعد به مناسبت «وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ» در مجمع‌ البیان از رسول‌الله(ص) نقل می‌فرماید: «لا صلوة لمن لم یطع الصلاة و طاعه الصلاة أن ینتهی عن الفحشاء و المنکر»، اگر غیبت بکنید، عمل بد بکنید، نظر به نامحرم بکنید، شما اطاعت از نماز نکرده‌اید، «لا صلاة» یعنی نمازش نماز نیست؛ اطاعت خود نماز آن است که نهی آن را که از فحشا و منکر است به کار ببندید. پروردگار می‌داند که شما نماز و ذکر او را چطور در خارج به جا می‌آورید و إن‌شاءالله همه شما را بر وفق کردار و عمل خودتان پاداش خواهد داد، خوب!
 
آب ار چه همه زلال خیزد/ از خوردن پرملال خیزد
 
هر چقدر که من و شما تشنه باشیم و آب گوارا باشد، اما باید به اندازه بخوریم، درباره موقعیت خودمان هم عرض کردم که باید یا معلم باشیم یا متعلم باشیم یا مستمع باشیم یا محب اهل علم باشیم؛ پنجمی نباشیم که در هلاکت واقع بشویم. این موقعیت خودمان را هم دانستیم؛ نماز را هم فهمیدیم، آن آیه را هم توجه کردیم.


نوع مطلب : متفرقه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر تنهایی حضرت زهرا (س)

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:دوشنبه 21 اسفند 1391-04:05 ب.ظ

آن كه بعد پدر در همه جا تنها بود
نور چشمان نبى، فاطمه زهرا بود!
گل مینوى بهشتى به جوانى پژمرد 
 آن كه عطر نفسش، بوى خوش گلها بود
پاره جسم نبى را ز جفا آزردند 
 مأمن فاطمه، بیت الحزَن صحرا بود!
همه گفتند: على بعد وى از پا افتاد 
كوه صبرى كه چنان ثابت و پابرجا بود!
تا جگر گوشه محراب خدا را كشتند 
 چشم حیدر ز غمش یكسره خون پالا بود
رفت زهرا و على زآتش داغش همه عمر 
 سوخت چون شمع سراپاى، اگر بر پا بود!
بارد از دیده خود خون جگر «جیرودى» 
 بس كه آن ماتم جانسوز، توان فرسا بود
 (كاظم جیرودى)


نوع مطلب : اشعار 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سورۀ حمد

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:یکشنبه 20 اسفند 1391-04:58 ب.ظ


دربارۀ سورۀ مباركۀ حمد كه اولین سوره از قرآن كریم است، بحثهایى وجود دارد كه عبارتند از:

 ١ -نامهاى این سوره: این سورۀ مباركه از جمله معدود سوره‌هاى قرآنى است كه نامهاى متعددى دارد و با استقرایى كه به عمل آمد، معلوم شد كه این سوره چهارده نام دارد كه بعضى از آنها معروف و بعضى دیگر غیر معروف است. اكنون ما این نامها را با ذكر علت نامگذارى بیان مى‌كنیم:

 ١ -سورۀ حمد، به سبب اینكه اولین كلمه این سوره، كلمۀ حمد مى‌باشد.

 ٢ -سورۀ فاتحة الكتاب، به دلیل اینكه قرآن كریم كه یكصد و چهارده سوره دارد با این سوره آغاز مى‌شود و نیز به طوریكه خواهیم گفت این سوره نخستین سورۀ كاملى است كه بر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم نازل شده است.

 ٣ -سورۀ‌ام الكتاب یا أم القرآن، این نامگذارى از آن جهت است كه این سوره مشتمل است بر مجموع مطالبى است كه در قرآن آمده و مى‌توان آنرا فشرده و خلاصه‌اى از معارف قرآن دانست بگونه‌اى كه در تفسیر سوره خواهیم دید.

 ۴ -سورۀ سبع مثانى، این اسم به معناى «هفت تاى دو به دو» مى‌باشد و این نامگذارى به این جهت است كه اولا این سوره هفت آیه است و ثانیاً در هر نماز دو بار خوانده مى‌شود. البته وجوه دیگرى هم ذكر كرده‌اند كه ما از نقل آنها خوددارى كردیم.

 ۵ -سورۀ كنز، زیرا كنز به معناى گنجینه است و این سوره گنجینۀ معارف قرآنى است.

 ۶ -سورۀ وافیة، شاید علت نامگذارى آن باشد كه این سوره مباركه وافى به معارف قرآنى است.

 ٧ -سورۀ كافیة، زیرا این سوره در نماز از سوره‌هاى دیگر كفایت مى‌كند و مى‌تواند جایگزین آنها بشود ولى سوره‌هاى دیگر نمى‌توانند جایگزین این سوره در نماز باشند.

 ٨ -سورۀ شافیة، زیرا این سوره مباركه شفا دهنده امراض روحى است. البته تمام قرآن چنین حالت را دارد ولى از آنجا كه این سوره فشرده‌اى از همه قرآن است، به این نام نامیده شد.

 ٩ -سورۀ شفاء، علت این نامگذارى همانست كه در نام قبلى بیان شد.

 ١٠ -سورۀ صلاة، بدانجهت كه باید در نمازهاى واجب و مستحب خوانده شود.

 ١١ -سورۀ اساس، چون در اول قرآن آمده و لذا پایه و اساس قرآن است.

 ١٢ -سورۀ سؤال، زیرا كسى كه این سوره را مى‌خواند، از خداوند درخواست عبودیت و كمك و هدایت مى‌كند.

 ١٣ -سورۀ شكر، زیرا در این سوره از رحمت الهى و ربوبیت او صحبت مى‌شود و بیان همین معنى نوعى شكر و سپاسگزارى به درگاه خداوند است.

 ١۴ -سورۀ دعا، چون این سوره مشتمل است بر دعایى است كه خواننده سوره در حق خود مى‌كند.



نوع مطلب : قرآن 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داستان اخلاقى معنوى‌

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:چهارشنبه 16 اسفند 1391-05:52 ب.ظ


 ١۵  مرداد  ١٣۶۶ : پرواز تا بى نهایت- عباس بابایى

اى كاش همه مثل او فكر مى‌كردیم. در یكى از روزها كه در منطقه ى عملیاتى بودیم، بعد از نماز صبح، جلوى آیینه رفتم و شروع كردم به شانه زدن موهایم كه تا حدى بلند بود. صداى خنده ى آهسته اى مرا به خود آورد. به طرف صدا برگشتم. شهید بابایى بود كه در كنار سوله دراز كشیده بود و به من نگاه مى‌كرد. رو به من كرد و گفت:« مى‌خواهى یكى از دلایل تراشیدن سرم را برایت بگویم؟» الآن یك ربع است كه جلوى آینه ایستاده اى و موهایت را چپ و راست مى‌كنى ، مى‌دانى زیر هر تار مویت یك شیطان خوابیده؟ غرور این موها، تو را جلوى آینه نگه داشته و فكر مى‌كنى خوش تیپ تر مى‌شوى ولى من سرم را با ماشین چهار تراشیده ام و یك قیافه ى معمولى به خود گرفته ام. قیافه ى معمولى هیچ وقت انسان را مغرور نمى كند.» شهادت مناسب ترین هدیه اى بود كه خدا به پاس زحماتش به او بخشید.« گوارایش باد»



نوع مطلب : حکایت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

«شیخ مفید»

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:سه شنبه 15 اسفند 1391-05:53 ب.ظ

محمد بن محمد بن نعمان،معروف به شیخ مفید(ت  ۴١٣ )،از علماى‌گرانقدر شیعه مى‌باشد و در محلّه كرخه بغداد مى‌زیست.او در نظر دانشمندان‌شیعه،شخصیتى عالیقدر است و لذا شیخ الطائفه،شاگردش در مورد او مى‌گوید:

محمد بن محمد بن نعمان،دانشمندى بزرگ و موثق است‌.و در فهرست‌مى‌گوید:محمد بن محمد بن نعمان ابو عبد اللّه مفید،معروف به ابن معلم،ازمتكلمان طائفه امامیه است.

در زمان او ریاست علمى و دینى شیعه به او منتهى مى‌شد،در علم فقه و كلام‌بر هركس مقدم،فكرش،عالى؛ذهنش،قوى و دانشمندى حاضر جواب بود ونزدیك به دویست جلد كتاب بزرگ و كوچك را تدوین نمود.

علامه حلّى در مورد او مى‌گوید:محمد بن محمد بن نعمان،مكّنى به ابوعبد اللّه و ملقب به مفید است.مفید،معروف به ابن المعلم بود و از بزرگترین مشایخ‌شیعه و رئیس و استاد آنها است.تمامى دانشمندان ما كه بعد از وى آمده‌اند،از دانش‌او استفاده نموده‌اند.فضل و دانش او در فقه و كلام و حدیث،مشهورتر از آن است‌كه به وصف آید،او موثق‌ترین و داناترین علماى عصر خود بود.ریاست علمى ودینى طائفه شیعه امامیه به وى منتهى مى‌شد.

شیخ مفید،شخصیت برجسته‌اى بود كه تمامى علماء و فقهاء شیعه او راسرآمد علماى عقائد و مذاهب اسلامى مى‌دانند و همچنین علماء اهل سنت نیز او راداراى مقام علمى والایى مى‌دانستند.ابن ندیم،معاصر او مى‌گوید:ابن المعلم،ابوعبد اللّه،ریاست متكلمین شیعه در عصر ما به وى رسیده است.او در علم كلام به‌روش مذهب شیعه،بر همه كس پیشى دارد.دانشمندى باهوش و با فراست‌ است ...

در ادامه مطلب


ادامه مطلب

نوع مطلب : قرآن 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3