تبلیغات
دیار عشق - مطالب بهمن 1391

الگوی ما حضرت زهرا(س)ست.

4 گناه نحس که خداوند سخت می بخشد

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:دوشنبه 30 بهمن 1391-03:15 ب.ظ

به گزارش سرویس فرهنگی جهان استاد فاطمی نیا در جلسه ای با ذکر چند نکته اخلاقی و عرفانی فرمودند: خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفته اند آبرو بردن را. 

ببینید خدا چند گناه را نمی بخشد: 1- عمدا نماز نخواندن.2- به ناحق آدم کشتن.3- عقوق والدین.4- آبرو بردن. 

این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می کرد: "به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می گویی؟ 

می گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!" الان در زمان ما هیئتی ها، مسجدی ها و مقدس ها آبرو می برند. 

عزیز من اسلام می خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی ها با زبانشان می روند جهنم. 

روایت داریم که می فرماید اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می خورند و از دیوار مردم بالا می روند. یک مشت مومن مقدس را می آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می برند. 

امیرالمومنین به حارث همدانی می فرماید: اگر هر چه را که می شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی. 

گناهکار چند نوع است. عده ای گناه می کنند، بعد ناراحت و پشیمان می شوند. سوز و گداز دارند. توبه می کنند و هرگز فکر نمی کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می شود. 

منبع: تبیان



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وسوسه های شیطان

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:شنبه 28 بهمن 1391-08:59 ب.ظ

فى وصیه على علیه السلام لكمیل : انه یاءتى لك بلطف كیده و یاءمرك بمایعلم انه قد الفت من طاعة لاتدعها فتحسب ان ذلك ملك كریم و انما هو شیطان رجیم فاذا سكنت الیه و اطماءنت حملك على العزائم المهلكة التى لانجاة معها یا كمیل ! اذا وسوس الشیطان فى صدرك فقل اعوذبالله القوى من الشیطان الغوى واعوذ بمحمد الرضى من شر ما قدر و قضى و اعوذ بالله الناس من شر الجنة و الناس الجمعین و صلى الله على محمد و آله و سلم تكفى مؤ نة ابلیس و شیاطین معه ولو انهم كلهم ابالسة مثله 
یعنى : در سفارش و وصیت امیرالمؤ منین على علیه السلام به كمیل بن زیاد چنین آمده است : شیطان با كید و مكر لطیفش به سوى تو مى آید و تو را به اطاعتى امر مى كند كه مى داند با آن الفت و انس دارى و آنرا فرو نمیگذارى ، پس تو گمان مى برى كه او فرشته اى بخشنده است ، در حالیكه بدون تردید او شیطان رانده شده است پس وقتى به او انس گرفتى و اطمینان یافتى ، تو را به اتخاذ تصمیماتى هلاك كننده كه نجاتى در آن نیست وا میدارد. اى كمیل ! وقتى كه شیطان در سینه ات وسوسه كرد بگو: از شیطان گمراه به خداى توانا پناه مى برم و از شر آنچه در قضا و قدر الهى معین شده ست به حضرت محمد صلى الله علیه و آله كه راضى و خشنود دز حق است پناهنده مى شوم و از شر جن و انس به معبود انسانها پناه مى برم ، و صلوات و سلام خداوند بر حضرت محمد و خاندانش باد این پناه جستن به حق تو را از زحمت و اذیت ابلیس و شیاطین همراه او، اگر چه تماما مثل او ابلیس باشند، كفایت خواهد كرد.

در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تصویر سه بعدی کربلا (1)

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:پنجشنبه 26 بهمن 1391-04:40 ب.ظ

دانلود تصویر سه بعدی کربلا در داخل صحن مطهر امام حسین (ع)


فرمت: RAR
سایز:5 مگابایت



نوع مطلب : تصاویر سه بعدی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

معنی اصطلاحاتی در مداحی

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:چهارشنبه 25 بهمن 1391-09:22 ب.ظ

واعظ: موعظه کننده، سخنران، اندرزگو، کسی که در مجالس اهل بیت(ع) و محافل دینی منبر می رود و به موعظه و صحبت کردن می پردازد و در پایان هم مصیبت می خواند............. 

ذاکر: یادآورنده، کسی که از مسائل اهل بیت(ع) می گوید و مردم را می گریاند. چه مداح باشد و چه منبری. «ذاکر اهل بیت(ع)» عنوانی افتخار آمیز است.

مصیبت: متن واقعه های جانگدازی است که برای ائمه ی اطهار(ع) رخ داده. که بر اساس اسناد و روایات صحیح از امامان، یا از یاران و اصحاب قابل اعتماد آنان و یا از طرف کسانی که مورد اعتماد شیعه هستند مثل مرحوم مجلسی و حاج شیخ عباس قمی و دیگران به ما رسیده است. به طور کلی مصیبت نثری است از شرح مصائبی که بر اهل بیت(ع) وارد شده.

مرثیه: مرثیه شعری است که درد و غم و اندوه ائمه اطهار(ع) را به صورت شعر درآورده است. به طور کلی می توان گفت: مرثیه متن مصیبت است که به صورت منظوم (شعر) می باشد. گاهی اوقات در مرثیه تشبیهاتی هم آورده می شود. مثال:
بر حاشیة برگ شقایق بنویسید
گل تاب فشار در و دیوار ندارد
در بیت بالا منظور از «گل» خانم فاطمه ی زهرا(ع) می باشند.

نوحه: در اصطلاح مداحان عبارت است از بیان مراثی به صورت موزون برای اینکه مستمعین با نظمی خاص به سینه زنی یا زنجیر زنی بپردازند.

روضه: روضه خوانی به معنای ذکر مصیبت و مرثیه خوانی ائمه می باشد. که یکی از عوامل زنده ماندن نهضت ائمه و پیوند روحی و عاطفی شیعه با اولیا دین است.

زبان حال: یکی از مواردی که واعظ یا ذاکر به ذکر مصیبت می پردازد و از آن استفاده می کند، زبان حال است. بسیاری از شعراء و مداحان از این طریق عرض ادب و مجلس گرمی می کنند.
زبان حال همن زبان دل است که از درون معشوق حکایت می کند. پس زبان حال همان جملاتی است که هنگام مرثیه خوانی از زبان اهل بیت(ع) خوانده می شود. به عبارت دیگر زبان حال این است که گوینده خود را به جای مصیبت زده تصوّر می کند و با احساس خودش احساس درونی مصیبت زده را بیان می کند و البته به این نکته باید توجه داشت که آنچه به عنوان زبان حال اهل بیت(ع) بیان می شود باید مناسب شأن و مقام الهی آنان باشد و نکته ی مهم دیگری که در اینجا قابل ذکر است، این است که زبان حال را هیچ وقت به عنوان روایت نخوانید


نوع مطلب : آموزش مداحی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ذکر و مراتب آن

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:سه شنبه 24 بهمن 1391-05:51 ب.ظ

در كتاب كافى از حضرت امام صادق علیه السلام مروى است : ما من شى الا و له حد ینتهى الیه الا الذكر فلیس له حد ینتهى الیه فرض الله عزوجل الفرائض فمن ادا هن فهو حد هن و شهر رمضان فمن صامه فهو حده و الحج فمن حج فهو حده الا الذكر فان اله عزوجل لم یرض منه بالقلیل و لم یجعل له حد ینتى الیه ثم تلا: یا ایهاالذین آمنوا اذكرو الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا (1) فقال لم یجعل الله عز وجل له حدا ینتهى الیه . قال : و كان ابى عبدالله علیه السلام كثیر الذكر لقد كنت امشى معه و انه لیذكر الله و كنت ارى لسانه لازقا بحنكه یقول لااله الاالله و كان یجمعنا فیاءمرنا بالذكر حتى تطعل الشمس ... و قد قال رسول الله صلى الله علیه و آله و لم الا اخبركم بخیر اعمالكم لكم ، ارفعها و درجاتكم و ازكاها عند ملیككم و خیر لكم من الدینار و الدرهم و خیر لكم من ان تلقوا عدوكم فتقتلوهم و یقتلوكم ؟ فقالوا: بلى قال : ذكرالله عز وجل كثیرا ثم قال : جاء رجل الى النبى صلى الله علیه و آله فقالوا: بلى فقال : اكثرهم الله عزوجل ذكرا و قال رسول الله : من اعطى لسانا ذاكرا فقد اعطى خیرالدنیا و الاخرة 
یعنى : هر چیز را حدى معین است ، و پایانى ، مگر ذكر را كه در آورند، پایان یافته است : پایان و حد روزه ، و حج ، انجام آن هاست لیكن ذكر است كه خداوند متعال به مقدار كم آن ، خشنود، نمى شود و براى آن حد و اندازه اى مشخص نفرموده و در قرآن ، كریم آن ، خشنود نمى شود و براى آن حد و اندازه اى مشخص نفرموده و در قرآن كریم آمده است : یا ایهاالذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا پدرم مردى كثیرالذكر بود، هنگامى كه با او به راهى مى رفتیم ، میدیدمش كه به ذكر خد ا اشتغال داشت و در موقع غذا نیز از ذكر حق غافل نمى شد و حتى در آن زمان كه با مردم گفتگو مى كرد، باز هم زبانش در حال ذكر بود. آنقدر كه كلمه مباركه لااله الاالله را تكرار مى نمود كه زبان به كام دهان مباركش ‍ مى چسبید اهل بیت خو را گرد مى آورد و دستور مى داد كه همگان تا طلوع آفتاب به ذكر خدا پردازیم ... پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: آیا دوست دارید بگویم نیكوترین عملى كه موجب رفعت درجه و مقام شما خواهد شد، چیست ؟ عملى كه پاكترین اعمال نزد رب العالمین و بهتر از زر و سیم است و از كشتن و كشته شدن در راه خدا اولى و ارجح است . گفتند: آرى یا رسول الله فرمود: ذكر كثر و اینكه پیوسته به آن مشغول باشید پس ‍ امام فرمود: كسى از پیامبر خدا پرسید: چه كسى در این مسجد از همه بهتر است ؟ فرمود: آن كس كه ذكر خدا بیشتر كند همچنین آن حضرت مى فرمود: آن را كه زبان ذاكر داده اند، خیر دنیا و آخرت به او عنایت شده است .
نیز در كافى ابوبصیر از حضرت اباعبدالله جعفربن محمدالصادق علیهماالسلام روایت كرده است : شیعتنا الذین اذا خلوا ذكروالله كثیرا: یعنى شیعیان ما كسانى هستند كه چون فراغتى دست دهد، فراوان به ذكر حق تعالى پردازند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حکایتی از مرحوم حاج شیخ حسنعلى اصفهانى قدس سره

نویسنده :خادم الرضا
تاریخ:دوشنبه 23 بهمن 1391-04:22 ب.ظ

مرحوم سیدابوالقاسم هندى نقل كرد كه : در خدمت حاج شیخ حسنعلى به كوه معجونى از كوهپایه هاى مشهد رفته بودیم . در آن هنگام مردى یاغى به نام محمد قوش آبادى كه موجب ناامنى آن نواحى گردیده بود از كناره كوه پدیدار شد و اخطار كرد كه : اگر حركت كنید، كشته خواهید شد. مرحوم حاج شیخ به من فرمودند: وضو دارى ؟ عرض كردم : آرى . دست مرا گرفتند و گفتند: چشم خود را ببند. پس از چند ثانیه كه بیش از دو سه قدم راه نرفته بودیم ، فرمودند: باز كن ، چون چشم گشودم ، دیدم كه نزدیك دروازه شهریم .
بعد از ظهر آن روز، به خدمتش رفتم ، كاسه بزرگى پر از گیاه ، در كنار اطاق بود. از من پرسیدند: در این كاسه چیست ؟ عرض كردم : نمى دانم و در جواب دیگر پرسشهایشان نیز اظهار بى اطلاعى كردم . آنگاه فرمود: قضیه صبح را با كسى در میان نگذاشتى ؟ گفتم : خیر فرمودند: خوبست تو زبان را در اختیار دارى ، بدان كه تا من زنده ام ، از آن ماجرا سخنى مگو وگرنه موجب مرگ خود خواهى شد.


نوع مطلب : حکایت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4